طی حدود یک سال، اقتصاد دیجیتال ایران دو بار امتحان پس داد. در جریان جنگ ۴۰ روزه، بخشی از زیرساخت دولت الکترونیک عملکرد قابلتوجهی از خودش نشان داد؛ رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران اعلام کرد در همین بازه، بیش از یک میلیارد تراکنش الکترونیکی بدون قطعی جدی برای مردم ثبت شد. شبکه بانکی هم، با وجود چند موج حمله سایبری هدفمند در طول یک سال، به لطف آمادگی فنی و رعایت الزامات پدافند غیرعامل توانست اثرگذاری این حملات را محدود نگه دارد.
در کنار این نقاط قوت، طبیعتاً بخشهایی از اقتصاد دیجیتال هم فشار زیادی را تجربه کردند؛ بهویژه کسبوکارهای کوچک و خرد که وابستگی بیشتری به پلتفرمها و شبکههای خارجی داشتند. کارشناسان حوزه اشتغال هشدار دادهاند که تداوم محدودیتهای اینترنتی، فشار قابلتوجهی به بازار کار مشاغل دیجیتال وارد کرده و بخشی از نیروهای متخصص را به فکر مهاجرت یا تغییر مسیر شغلی انداخته است. این نه یک قضاوت، بلکه واقعیتی است که خودِ فعالان این حوزه هم به آن اشاره میکنند.
نقطههایی که هنوز باید ترمیم شوند
اگر بخواهیم بدون اغراق نگاه کنیم، چند نقطهضعف تکرارشونده در هر دو جنگ دیده شده که کارشناسان اقتصاد دیجیتال بارها به آن اشاره کردهاند:
وابستگی کسبوکارهای خرد به شبکههای اجتماعی خارجی، که در لحظه قطعی، عملاً کل فروش را متوقف میکند.
نبود یک رویه شفاف و خودکار برای بازگشت اینترنت بعد از پایان بحران، که باعث میشود بازیابی کسبوکارها کندتر از حد لازم پیش برود.
فاصله بین سرعت رشد اقتصاد دیجیتال و سرعت سرمایهگذاری در زیرساخت مقاوم، نکتهای که چند فعال حوزه فناوری اطلاعات بارها روی آن تأکید کردهاند.
نکته مثبت این است که این نقدها دیگر پشت درهای بسته مطرح نمیشوند؛ در همایشها و نشستهای تخصصی اخیر درباره چشمانداز اقتصاد ایران، همین موضوعات بهصراحت روی میز گفتوگوی سیاستگذار و بخش خصوصی قرار گرفتهاند.
چند مسیر محتمل برای آینده
با جمعبندی این تجربهها، به نظر میرسد آینده دیجیتال ایران احتمالاً حول چند محور شکل بگیرد:
۱. مقاومسازی بهجای رشد صرف. کسبوکارهایی که از این دو جنگ جان سالم به در بردهاند، معمولاً آنهایی بودند که زودتر به سمت بسترهای داخلی، سیستم پرداخت جایگزین و تیمهای توزیعشده حرکت کرده بودند. به احتمال زیاد، این الگو در آینده به یک استاندارد تبدیل میشود نه یک انتخاب اختیاری.
۲. سرمایهگذاری بیشتر روی زیرساخت داخلی. با توجه به روند فعلی، سرمایهگذاری در شبکه ملی اطلاعات و دولت الکترونیک احتمالاً با شتاب بیشتری ادامه پیدا میکند؛ هم به دلیل ملاحظات امنیتی و هم به این دلیل که در دو بحران اخیر، این بسترها نسبت به سرویسهای وابسته به خارج، تابآوری بیشتری از خودشان نشان دادند.
۳. گفتوگوی جدیتر بین بخش خصوصی و سیاستگذار. صدای فعالان اقتصاد دیجیتال برای رویهای شفاف و پیشبینیپذیر - بهجای تصمیمات لحظهای در بحران - رفتهرفته شنیدهتر میشود؛ و این میتواند در جنگهای احتمالی بعدی، فاصله زمانی بین آغاز بحران و بازگشت به حالت عادی را کوتاهتر کند.
۴. آموزش دیجیتال بهعنوان یک زیرساخت حیاتی. تجربه دو جنگ نشان داد که آموزش آنلاین، وقتی زیرساختش مقاوم نباشد، اولین قربانی است. برنامهریزی برای آموزش آفلاین یا نیمهآفلاین بهعنوان پشتیبان، احتمالاً در دستور کار آینده قرار میگیرد.
جمعبندی
دنیای دیجیتال ایران در یک سال گذشته، هم نقاط قوت خودش را نشان داد و هم شکنندگیهایش را. نکته امیدوارکننده این است که این تجربه، بهجای پنهان ماندن، به یک گفتوگوی نسبتاً باز بین دولت، بخش خصوصی و کارشناسان تبدیل شده. اگر این گفتوگو ادامه پیدا کند و به تصمیمهای عملی برسد، احتمالاً دفعه بعد - اگر دفعه بعدی در کار باشد - فاصله بین بحران و بازگشت به زندگی عادی، کوتاهتر خواهد بود.
کسبوکار دیجیتال ایران در سایه جنگهای احتمالی؛ چطور باید برای فردا آماده شد؟
اقتصاد دیجیتال ایران پس از تجربه بحرانها چگونه میتواند مقاومتر شود و کسبوکارها برای آینده دیجیتال چه تغییراتی باید ایجاد کنند.