چند وقت پیش یکی از مشتریهامون، صاحب یک مغازه لوازم آرایشی، از ما پرسید «چرا باید هزینه سایت بدم وقتی اینستاگرامم ۲۰ هزار فالوور داره؟» ازش خواستیم یک کار ساده بکنه: اسم برندش رو توی گوگل سرچ کنه. هیچی نیومد. فقط چند تا پیج تقلبی که اسمشو کپی کرده بودن و داشتن به جاش جواب دیام میدادن.
این دقیقاً همون اتفاقیه که این روزها برای خیلی از کسبوکارهای ایرانی میافته. صفحه اینستاگرام دارن، کانال تلگرام دارن، گاهی تبلیغات هم میدن، ولی وقتی مشتری میخواد قبل از خرید یک بار دیگه اسمشون رو چک کنه، هیچ اثری از اونا توی گوگل نیست. ما تصمیم گرفتیم این موضوع رو با آمار واقعی، هم از بازار ایران و هم از پژوهشهای جهانی، بررسی کنیم.
اول ببینیم دنیا چه میگوید
در پژوهشهای بینالمللی، یک رقم بهطور مکرر تکرار میشود: حدود ۸۱ درصد از مصرفکنندگان پیش از خرید، دربارهٔ محصول یا برند مورد نظرشان جستوجوی آنلاین انجام میدهند. رقمی که از آن هم گویاتر است، تحقیق گوگل است که نشان میدهد ۹۷ درصد از افراد پیش از مراجعه حضوری یا تماس با یک کسبوکار محلی، ابتدا آنلاین دربارهٔ آن جستوجو میکنند.
نکتهای که ما را بیشتر متقاعد کرد، تحقیق دانشگاه استنفورد بود: طبق آن، حدود ۷۵ درصد از کاربران، اعتبار یک کسبوکار را صرفاً بر اساس ظاهر و کیفیت سایتش قضاوت میکنند، نه بر اساس تجربه واقعی خرید. یعنی قبل از اینکه اصلاً حرفی زده بشه، سایت شما (یا نبودش) داره برای شما تصمیم میگیره. در همین راستا، پژوهش شرکت Verisign نشان داده کسبوکارهایی که سایت دارند، در مقایسه با رقبای هماندازهشان بدون سایت، حدود ۴۰ درصد درآمد بیشتری ثبت میکنند.
با این حال، جالب اینجاست که با وجود این همه آمار روشن، هنوز حدود ۲۷ تا ۲۹ درصد از کسبوکارهای کوچک در دنیا سایت ندارند؛ اغلب به این دلیل که فکر میکنند «کسبوکارشون کوچیکتر از اونیه که به سایت نیاز داشته باشه» یا صرفاً به شبکههای اجتماعی بسنده کردهاند. دقیقاً همان تصوری که در بازار ایران هم بین مغازهداران و کسبوکارهای کوچک رایج است.
حالا بیایید بازار ایران را نگاه کنیم
خب، شاید بگید این آمارها مال بازارهای پیشرفتهست و ایران وضعیت متفاوتی داره. ما هم دقیقاً همین سؤال رو داشتیم، برای همین سراغ دادههای داخلی رفتیم.
طبق گزارش مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، فقط در ۱۰۰ روز نخست سال ۱۴۰۴، ارزش تراکنشهای آنلاین کشور نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۶۰ درصد رشد کرده و سهم فروش اینترنتی از کل خردهفروشی به ۶.۸ درصد رسیده است. در سال ۱۴۰۳ هم ایرانیان بیش از ۴.۷ میلیارد خرید اینترنتی ثبت کردهاند؛ رشدی حدود ۷۰ درصدی نسبت به سال قبل از آن. این یعنی رفتار خرید مردم ایران، حتی در شرایط اقتصادی سخت، دارد بهسرعت به سمت آنلاین حرکت میکند، نه برعکس.
نکتهٔ جالبتر اینجاست: در همین گزارشها آمده که اینستاگرام تنها حدود ۱۰ درصد از کل ارزش فروش آنلاین کشور را به خود اختصاص داده. یعنی حتی در ایران، جایی که اینستاگرام برای کسبوکارها تقریباً حکم فروشگاه اصلی رو داره، ۹۰ درصد باقیماندهٔ فروش آنلاین از مسیرهای دیگری مثل سایتها و فروشگاههای اینترنتی رد میشود. با اینکه نزدیک به ۱.۷ میلیون کسبوکار ایرانی روی اینستاگرام فعال هستند و درآمد میلیونها نفر مستقیم یا غیرمستقیم به آن وابسته است، این پلتفرم بهتنهایی نمیتواند جای یک آدرس دائمی و قابلجستوجو در گوگل را بگیرد.
چرا اینستاگرام بهتنهایی کافی نیست
ما این حرف رو زیاد از مشتریهامون میشنویم که «اینستاگرام برامون کافیه». برای نمایش محصول و ارتباط روزمره با مخاطب، واقعاً هم کافیه. اما یک مشکل اساسی داره: مالکش شما نیستید. الگوریتم عوض میشه، پیج فیلتر یا هک میشه، و یک شبه سالها زحمت از بین میره. از طرفی گوگل محتوای داخل اینستاگرام رو بهسختی ایندکس میکنه، یعنی کسی که مستقیم دنبال پیج شما نمیگرده، عملاً پیداتون نمیکنه؛ همون اتفاقی که برای مشتری ما با مغازه لوازم آرایشی افتاد.
اعتماد، قبل از اینکه حرفی زده بشود
فکرش رو بکنید میخواید از یک شرکت خدمات بگیرید. یکیشون فقط یک پیج اینستاگرام با چند عکس داره، اون یکی سایتی با معرفی کامل، نمونهکار و آدرس مشخص. کدوم رو بیشتر باور میکنید؟ طبق آمارهای جهانی، ۷۴ درصد از مصرفکنندگان میگویند وجود یک سایت قابلاعتماد، مستقیماً روی اعتمادشون به یک برند اثر میگذارد. این دقیقاً همون چیزیه که ما هم در کار روزمرهمون با کسبوکارهای ایرانی میبینیم: مشتریای که سایت رو باز میکنه و میبینه حرفهایه، خیلی راحتتر تصمیم به خرید میگیره.
مغازههای فیزیکی هم از این قاعده مستثنا نیستند
خیلی از مغازهدارها فکر میکنند سایت فقط برای فروشگاههای آنلاین بزرگ لازمه. اما حتی یک مغازهٔ کوچک فیزیکی هم از این ماجرا بینصیب نیست. طبق آمار جستوجوی محلی گوگل، حدود ۲۸ درصد از جستوجوهایی که با نیت محلی انجام میشوند، در نهایت به خرید میانجامند، و بیش از ۶۳ درصد از افراد قبل از مراجعه به یک مکان، نظرات گوگلش رو بررسی میکنند. کافیه کسی اسم مغازه یا محلهتون رو سرچ کنه؛ اگه سایتی با آدرس و ساعت کاری درست داشته باشید، همون لحظه پیدا میشید، بهجای اینکه مشتری بره سراغ رقیبی که این کار رو کرده.
هزینهٔ نداشتن سایت، بیشتر از هزینهٔ ساختن آن است
خیلیها سایت رو یک هزینهٔ اضافه میبینند، در حالی که واقعیت برعکسه. هزینهٔ نداشتن سایت، مشتریهایی هستند که هرگز نمیبینیدشون؛ کسی که دنبال شما میگرده و پیدا نمیکنه، میره سراغ رقیبی که سایت داره. این ضرر رو هیچوقت توی صورتحساب نمیبینید، اما با توجه به رشد چشمگیر خرید آنلاین در ایران طی همین یکیدو سال اخیر، هر ماه که میگذره سهم بزرگتری از این بازار داره از دستتون در میره.
جمعبندی
آماری که بررسی کردیم، چه از ایران و چه از دنیا، همه یک چیز رو نشون میدهد: مشتری امروز قبل از هر تصمیمی، اول جستوجو میکند. شبکههای اجتماعی برای نمایش و ارتباط عالیاند، اما سایت چیزیه که وقتی مشتری واقعاً نزدیک تصمیم به خریده، بهش اعتماد میکنه و پیداتون میکنه. اگه هنوز سایت ندارید، این نه یک تجمل، بلکه یکی از سادهترین راهها برای جلوگیری از فرار مشتریهای آمادهی خریده.
چرا فروشگاهی که سایت ندارد، هر روز مشتری از دست میدهد؟
آیا صفحه اینستاگرام برای یک مغازه یا کسبوکار کافی است یا نه؟